کارمن Beguiler

[ad_1]

اپرا کارمن نوشته شده توسط جورج Bizet و اولین باز در پاریس در سال 1875 و شکست مواجه. آن را بازی نمی کند دوباره در پاریس تا سال 1883. آن را در نهایت به دست آورده شهرت زیادی شد و یکی از مهمترین و انجام اپرا. متاسفانه Bizet درگذشت قلب ضمیمه در سن سی و شش قبل از کارمن تکمیل اولیه آن اجرا; او نه لذت بردن از آن به بعد موفقیت است.

داستان می گیرد در سویل اسپانیا در اواسط دهه 1800 است. این یک داستان شگفت انگیز از شور عشق و خیانت. همین خوزه بود برید در سویل نامزد به یار خود را Micaela. سپس او ملاقات کارمن; او نمی تواند مقاومت در برابر او; او را شکست با نامزد خود و ترک وظایف نظامی خود. کارمن بود یک کولی که مشغول به کار در یک کارخانه سیگار. او مخ زن حیله گری و اغوا هر مردی که جرأت نزدیک او. جثه کاهش یافت و به چنگال. او زودتر به دست آورد عشق او و او رفت و بعد از هیجان toreador Escamillo. او جذاب سرانجام او را به عذاب مرگ توسط یک خنجر اختیار داشت با حسادت عاشق جثه در حالی که او در خارج از منتظر یک گاوبازی عرصه برای معشوق جدید خود.

Bizet استفاده می شود درخشان آریاس به کارمن آغاز داستان با آواز Habanera می دهد که بینش به شخصیت او. او آواز می خواند که “عشق سرکش پرنده است که هیچ کس نمی تواند اهلی لجام گسیخته نیروی طبیعت و ساختگی نیست.” در اعمال رسولان 2 و 4 Toreador آهنگ خوانده شده توسط Escamillo گاوباز. این بسیار هیجان انگیز دانلود آهنگ با متن که از یک مبارزه بین شجاع toreador و گاو و عشق است که در انتظار toreador پس از فتح.

عمل من آغاز می شود با سربازان و شهروندان در یک شهر مربع در سویل. آنها در مورد فرز و آواز. Micaela, یک جوان دختر دهقان می آید در جستجوی عشق او همین جثه. سربازان آزار دادن با او و به او بگویید که جثه وجود دارد خواهد بود بعد از آن به طوری که او برگ به بازگشت به بعد. به زودی جثه می رسد فقط به عنوان کارخانه سیگار بل حلقه و گروهی از زنان از جمله کولی کارمن آمده برای فرار از دود. به عنوان شما انتظار می رود سربازان به انجام آنها لاس زدن با خانم ها و به خصوص با کارمن. آنها از او بپرسید که در آن روز او آنها را دوست دارم. او reciprocates و اسباب بازی با آنها را بیش از حد کرد و گفت: “شاید هرگز شاید فردا.”

کارمن سپس آواز می خواند مشهور رقص دو ضربی کوبا آریا. هنگامی که او متوجه جثه او seductively پرتاب یک گل راه خود را. به زودی کارخانه زنگ پایان دادن به فرار و بازگشت به کار. جثه میدارد گل است و در حال حاضر مسحور توسط کارمن. او سخنان در چه گستاخ او در پرتاب گل به او. او گفت: آن را مانند یک گلوله هدف قرار دادن او را. او اغوا عطر و بوی. او گفت: “اگر وجود دارد جادوگران او یکی است.”

مدت کوتاهی پس از آن Micaela بازده می یابد جثه و ارائه یک نامه فرستاده شده توسط مادر خود را. مادر او درخواست کرد که او ازدواج Micaela. او از صمیم قلب احترام می گذارد و وعده های خود وفاداری و عشق به Micaela.

به زودی مبارزه با معافیت از در کارخانه سیگار بین کارمن و زن دیگری. زن مجروح و کارمن است به زندان گرفته شده توسط افسر زونیگا. زونیگا دستورات جثه به همراه او به زندان است. سپس کارمن کار می کند سحر و جادو خود را و beguiles جثه به اجازه او فرار. جثه تلاش می کند تا مقاومت در برابر اما خود را حل و فصل وتکه و او اذعان می کند به کارمن که او مست با او. کارمن می دهد هشدار عادلانه به جثه است که اگر او را دوست دارد او بهتر است مراقب باشید. جثه باید گوش به Habanera آهنگ بیشتر از نزدیک.

وقتی زونیگا در می یابد که جثه مجاز کارمن به فرار جثه جمهوری اسلامی است.

قانون دوم باز می شود با کارمن در Lilas Pastia مسافرخانه عاشقانه و seductively آواز و رقص “Les tringles des sistres tintaient” آهنگ. پس از آهنگ کارمن و دوستان خود مرسدس بنز و Frasquita چیت چت با برخی از سربازان و افسر زونیگا. کسی که پس از آن اعلام کرد که مشعل صفوف نزدیک است و فریاد “مرحبا برای toreador خوب برای Escamilla.” پیروز گاوباز Escamilla و همراهان وی وارد مسافرخانه و جشن با Toreador آهنگ “Votre نان تست, je peux vos لو rendre.” Escamilla می دهد یک نان تست به هر دو سربازان و toreadors باشد که او می گوید: لذت بردن از مبارزه با. او در توصیف این مبارزه است که می گیرد در بول آرنا که پر است از بالا به پایین. جمعیت دیوانه است با هیجان و شروع یک زد و خورد. گریه و داد و بیداد می رسد به نقطه ای از خشم; یک جشن است و شجاعت. آنها برای جنگ به شروع “En گارد! اجازه دهید به! آه! Toreador, Toreador, Toreador!” Escamilla ادامه می دهد و می گوید که همه از ناگهانی آن ساکت است. سپس گاو مرزهای خارج از اغل گاو یا حشم. او وارد حلقه او اعتصاب یک اسب نورد و کشیدن پایین picador. جمعیت roars! آه براوو! گاو نر! گاو نر می رود دوباره و دوباره اعتصاب. او حرکت خود را dart-چاقو گردن با خشم و دوباره اجرا می شود. عرصه پر از خون! Toreador en گارد! Toreador, Toreador! این آهنگ به پایان می رسد با “عشق در انتظار toreador. عشق! عشق! عشق! Toreador, Toreador عشق در انتظار شما!” در حالی که آواز آهنگ Escamilo می بیند کارمن و تلاش به تصرف خود در قلب او. اما او حیله گری قرار می دهد و او را. و در حال حاضر حتی Escamilla است تحت تأثیر.

کارمن می کند همان به افسر زونیگا که به او می گوید که او را به بازگشت به کاروانسرا برای دیدن بعد. اما او بیشتر علاقه مند به دیدن همین جثه پس از آزادی او از زندان است.

زمانی که همه را ترک کرده اند مسافرخانه قاچاقچیان Dancairo و Remendado دنبال کارمن را کمک کند و او را دو, دوستان, مرسدس بنز و Frasquita. آنها به توافق برسند اما کارمن امتناع از او انتظار جثه را از زندان آزاد کند.

زمانی که خوزه می رسد کارمن رقص برای او است اما برش های کوتاه وقتی که دور بوق برای تلفن های موبایل و جثه نیاز به بازگشت به خانه. او با تمسخر توسط کارمن در تلاش برای متقاعد کردن او برای ماندن با او. جثه مقاوم در برابر. سپس زونیگا می رسد پشت در مسافرخانه جستجو برای کارمن. زونیگا سفارشات جثه را ترک کنند اما در یک جا از حسادت جثه مخالف زونیگا سفارشات. Dancairo و Remendado مقابله با زونیگا و او را به دور از مسافرخانه. پس از همه این جثه احساس می کند که او هیچ انتخاب دیگری اما به اقامت در مسافرخانه با کارمن.

قانون سوم می یابد تاریک و افسرده ، جثه است در مخفیگاه قاچاقچی در کوه ها که در آن او reminisces در مورد مادر عزیز خود در بازگشت به خانه. در این مرحله کارمن دیگر عاشق جثه و شروع به متلک او به ترک. جثه باقی می ماند چرا که او به طرز ناامید کننده ای روبرو میشود ،

مرسدس بنز و Frasquita استفاده از یک عرشه از دو کارت برای گفتن بخت و اقبال خود را. کارت نشان می دهد یک زندگی, ثروت, عشق و لوکس برای آنها اما برای کارمن و جثه آن نشان می دهد مرگ است.

پس از ساخت دشت قاچاقچیان و دختران ترک در حالی که جثه تماشای بیش از مخفیگاه. به زودی, Micaela با کمک یک راهنمای می آید به کوه مخفیگاه اما به سرعت پنهان در پشت یک تپه از سنگ ها هنگامی که او می شنود از راه دور گلوله شلیک شده توسط Escamillo. Escamillo وارد و شروع به گفتن همین جثه خود را در مورد له در کارمن. و می خندد در رابطه او با یک سرباز. او غافل است که جثه است لب به لب از داستان خود را. خوزه عصبانی می شود و دعوا Escamillo. بلافاصله قاچاقچیان بازگشت فقط قبل از جنگ بدتر. Escamillo دعوت کارمن و دیگران به آینده خود گاوبازی به عنوان او را ترک مخفیگاه.

Micaela در نهایت ظهور از او پنهان نقطه و تلاش می کند برای متقاعد کردن جثه به بازگشت به خانه در طول آریا “Je dis que rien ne m’épouvante.” او در نهایت او را متقاعد به ترک گفتن که مادر محبوب خود را در حال مرگ است. جثه وعده کارمن او باز خواهد گشت و برگ با Micaela. در فاصله Escamillo شنیده می شود آواز که قطاری کارمن توجه به نقاشی او در این راه است.

قانون چهارم است غم انگیز و باز با صفوف از toreadors باشد با کارمن و Escamillo ورود به هم. او می گوید Escamillo است که او همیشه او را دوست داشتم و او در پاسخ همان است. مرسدس بنز و Frasquita هشدار کارمن به مراقب باشید که او باید بماند وجود دارد که جثه است که با مخفی شدن در میان جمعیت. کارمن در تلاش برای فرونشاندن ترس های خود و اطمینان آنها را که او ترس از او. زمانی که Escamillo طول می کشد به گاوبازی حلقه ژولیده جثه روش کارمن خارج از عرصه. او می گوید که او حاضر است برای فراموش کردن گذشته و از او خواست برای شروع یک زندگی جدید با او به دور از وجود دارد. او خودداری کرد و آن را غیر ممکن نیست; رایگان او متولد شد و او خواهد ماند. جثه به طور ناگهانی متوجه می شود که او هرگز او را دوست داشتم که او برای یک احمق است. او می کشد حلقه از انگشت او می اندازد و آن را به زمین. در حال حاضر به طور کامل در کنار خود جثه stabs کارمن در قلب با یک خنجر. او می میرد به طور همزمان با Escamillo پیروزی در حلقه. زمانی که جمعیت خروج را در عرصه جثه اعتراف به جرم خود. آخرین کلمات او هستند “من ستایش کارمن است.” ضعیف جثه باید توجه کارمن هشدار دهنده به برحذر بودن از او. اما عشق او را کور.

کارمن است beguiled مخاطبان برای بیش از 150 سال است و آنها هنوز هم او را دوست دارم. این یک داستان جدید; آن بوده است در انسان واقعی زندگی بارها. این کتاب از جامعه به ما یادآوری می کند که “هیچ چیز جدید در زیر آفتاب… است که به خداوند در حال حاضر شده است.”

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.